الشيخ رسول جعفريان

84

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

شد . « 1 » امام دربارهء عايشه فرمود : مطاع‌ترين مردم در ميان مردم . « 2 » با مذاكرات متعددى كه صورت گرفت ، عايشه پذيرفت تا همراه آنان به بصره برود . ام سلمه كوشش فراوانى كرد تا عايشه را از اين سفر منع كند . جالب است كه عايشه از او خواسته بود تا همراه آنان به بصره برود . او به ام سلمه گفت : عبد الله بن عامر به من گفته است : در بصره صد هزار شمشير آماده است ، آيا تو براى اصلاح اين كار همراه ما مىآيى ؟ ام سلمه گفت : براى خون عثمان ! تو خود شديدترين افراد بر ضد وى بودى . آيا تو نبودى كه او را نعثل مىناميدى ؟ ام سلمه قدرى از فضايل امام على عليه السّلام را براى وى گفت و از او خواست تا با كسى كه مهاجر و انصار با او بيعت كرده‌اند مخالفت نكند . از جمله به اين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اشاره كرد كه حضرت فرمود : « على ولىّ كلّ مؤمن و مؤمنة » . عبد الله بن زبير كه دم در ايستاده بود ، گفت : ما چنين سخنى از آن حضرت نشنيديم . ام سلمه گفت : اما خالهء تو آن را شنيده و اين را كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « علىّ خليفتى عليكم فى حياتى و مماتى » . عايشه تأييد كرد كه چنين چيزى را شنيده است . « 3 » سخن عايشه آن بود كه براى اصلاح كار مسلمانان دست به اين اقدام مىزند ! او كوشيد تا حفصه را همراه خود كند . حفصه گفت : رأى او رأى عايشه است و بدين ترتيب مصمم شد تا عزم بصره شود ، اما عبد الله بن عمر او را از همراهى با اصحاب جمل بازداشت . « 4 » اكنون مدينه در اختيار بنى هاشم بود و شورشيان نمىتوانستند بازگردند . شام نيز در اختيار معاويه بود و آشكار بود كه رفتن آنها به شام هيچ به سودشان نيست ، « 5 » زيرا معاويه در آنجا مطاع است و آنان تنها آلت دست او خواهند شد . از سوى ديگر هدف مشترك آنها با معاويه جلوگيرى از خلافت امام بود . اكنون كه شام در اختيار معاويه است بايد عراق را از سلطهء خلافت امام بيرون كرد . به همين دليل به سوى بصره به راه افتادند .

--> ( 1 ) . اخبار الطوال ، ص 144 ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 238 ( 3 ) . الفتوح ، ج 2 ، صص 283 - 282 ( 4 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 451 ؛ الفتوح ، ج 2 ، صص 284 ( 5 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 221